امیرصدراامیرصدرا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

امیرصدرا گرمای زندگی ما

نیم ساله شدنت مبارک عزیزم

سلام خوش اخلاق مامان نوزدهم آبان ماه شما بسلامتی شش ماهگیت تموم و وارد هفت ماهگی شدی، خیلی خوشحالممم که داری زودی بزرگ میشی، این شش ماه در کنار همه سختی هاش بهترین روزای عمرم بود، به عقیده من بچه داری شیرین ترین سختی دنیاست، یه دنیااااا مسوولیت داره ولی آدم همه اون سختی ها رو به جون میخره تا کنار عزیزترینش نفس بکشه، تو هم عزیزترین منی قربونت برم از روزهای شش ماهگیت بگم که درست روز عید غدیر بود که وارد شش ماهگی شدی، ناهار رفتیم خونه مامان جون، باباجون سید نیست ولی به هممون عیدی داد و به قندعسل پنج برابر بقیه عیدی داد، ای ناقلا همه عیدی ها رو مال خودت کردی  از کارهات بگم که تازگیا یاد گرفتی زبونتو درمیاری بیرون و تا ما هم ه...
19 آبان 1393

بیست و شش سالگی مامانی

سلام امیرصدرای نازم امروز هفدهم آبان ماه، مامانی بیست و شش سالم تموم میشه در حالیکه یه عسل شش ماهه دارم راستش هر سال روز تولدم یه حس خوبی داشتم، حس میکردم اون روز برام کلللللی انرژی مثبت داره ولی امسال تازه فهمیدم حس خوب یعنی چی ... حس خوب یعنی تو رو داشتن، حس خوب یعنی مامان یه گل بهشتی بودن، حس خوب یعنی لبخند تو، یعنی شاهد رشد و بزرگ شدن تو بودن، یعنی عطر تن تو ... امسال بهترین کادو تولد عمرم رو خدا بهم داده و اسمش امیرصدراست، ازش میخوام همیشه در پناه خودش سالم نگهت داره. عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشقتم مامانی بخاطر ماه محرم جشن نگرفتیم، فقط دور هم بودیم و کیک و میوه خوردیم، مامان جون و با...
17 آبان 1393

آقا امیرصدرا با لباس حضرت علی اصغر (ع)

سلام پسر گلم امروز نهم آبان ماه و اولین جمعه ماه محرمه، صبح زود به همراه بابایی و مامان جون رفتیم مصلی تا توی مراسم شیرخوارگان حسینی شرکت کنیم، از همونجا برات لباس مخصوص گرفتیم و تنت کردیم. مراسم خیلی خوب بود و بعد از عزاداری شهید شش ماهه کربلا حضرت علی اصغر (ع)، همه مامان ها با خوندن سوگندنامه ای با امام زمان بیعت کردن که نی نی کوچولوشون رو نذر یاری قیامش کنن. من هم مثل بقیه تو رو بغل کردم و این نذر رو کردم، جالب بود ک شما هم حدود شش ماهه هستی عزیزدلم، اینم بگم که مثل همیشه آقا و خوش رو بودی و با وجودیکه شدیدا خوابت میومد اصلا اذیت نکردی، انشالا امام حسین و شش ماهه اش پشت و پناهت باشن خوشگلم، اینم عکسای نازت ...
9 آبان 1393

۱۶۹ روزگی و شروع غذای کمکی

سلام نفس مامان، جوووون مامان امروز سوم آبان سال ۹۳ عزیزدلم ۱۶۹ روزه ست و ده روز مونده تا ۱۸۰ روزت کامل شه ولی من میخوام غذا رو برات کم کم شروع کنم، اخه تازگیا وقتی خوراکی می بینی خیییلی ملچ مولوچ میکنی و با حسرت آب دهنتو قورت میدی, من ک رسما دلم کباب میشه, از طرفی خیلی عالی هم شیر نمیخوری برای همین امروز برات یه فرنی خوشمزه درست کردم و ساعت ۱۲ ظهر یک قاشق مرباخوری بهت دادم و شما هم نوش جان نمودی اینم عکس جیگر جیگرا موقع خوردن اولین غذای زندگیت ...
3 آبان 1393
1